فراموش کردم
رتبه کلی: 125


درباره من
معمار
گرافیست
کاردانی تبریز اموزشکده فنی شماره یک
کارشناسی دانشگاه صائب ابهر
**************
*************************
*************************
انجام انواع پروژه ی دانشجویی
((((معماری))))
طراحی،ماکت،شیت بندی،پروژه اماده،متره و....
(((سایر رشته ها)))))
گزارش کارآموزی،تحقیق،پاورپوینت و....
شماره تماس:09368153191
Email:hamid_1731@yahoo.com
اماده مشاوره در امور تبلیغاتی و چاپ و قبول سفارش چاپی با تیراژ بالا با قیمت توافقی.
عکس واقعی تپیدن قلب انسان
...
تاریخ درج: ۹۳/۰۸/۱۸ - ۱۲:۴۴ ( 5 نظر , 136 بازدید )
به نظرتون باید به این بچه چی گفت ؟؟؟؟
  : : ! ، ! ! ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۲۳ - ۱۸:۴۳ ( 0 نظر , 137 بازدید )
مجری :تو خجالت نمیکشی معدلت 15 شده؟
مجری :تو خجالت نمیکشی معدلت 15 شده؟ پسرعمه: نه! مجری: میدونی بچه ی آقای اکبری بیست شده؟ پسرعمه: میدونی آقای اکبری واس بچه ش پلی استیشن خریده؟ مجری: چه ربطی داره!؟ پسرعمه: هروقت شما عین آقای اکبری شدی منم عین بچه ش میشم! مجری: خب من اونقدر پول ندارم! پسرعمه: منم اونقدر مخ ندارم! مجری: ینی من ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۱۴ - ۱۸:۰۷ ( 5 نظر , 201 بازدید )
واکنش کاربران ایرانی به سرعت اینترنت
...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۱۴ - ۱۷:۵۲ ( 3 نظر , 116 بازدید )
اگه یه روز یه دختر داشته باشم ...
به دخترم پول تو جیبی نمیدم، تا یواش از پشت سرم بیاد دستاشو حلقه کنه دور گردنم، موهاشم بخوره تو صورتم در ِ گوشم پچ پچ کنه بگه بابایی بهم پول میدی ؟ داریم با بچه ها میریم بیرون ... موهاشو بزنم کنار . ماچش کنم ، بگم برو از جیبم وردار بابایی به خاطر دخترم هم که شده ، یه روزی بابا میشم !...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۱۴ - ۱۷:۲۲ ( 9 نظر , 101 بازدید )
آدمها زندگی میکنند انسانها زیبا زندگی میکنند !
آدم‌ها می‌شنوند !… انسان‌ها گوش می‌دهند آدم‌هامی‌بینند… انسان‌ها عاشقانه نگاه می‌کنند ! آدم‌هادر فکر خودشان هستند… انسان‌ها به دیگران هم فکر می‌کنند آدم‌هامی‌خواهند شاد باشند انسان‌ها می‌خواهند شاد کنند ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۱۴ - ۱۶:۲۹ ( 4 نظر , 79 بازدید )
پـــایــیـــز اســـتـــ ؛
پـــایــیـــز اســـتـــ ؛ انـــار نیــســتــم کــه بــرســم بــه دســـتــهــای تـــو بــرگـــم… پــر از اضـــطـــرابــ افـــتـــادنــــم ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۱۱ - ۱۷:۴۹ ( 6 نظر , 81 بازدید )
احمق که شاخ و دم نداره (متحرک)
...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۱۱ - ۱۷:۱۸ ( 2 نظر , 93 بازدید )
داستان جالبیه تا آخر بخونینش
عروسی دختر همسایمون -صاحبخونه- بود و مردونه رو انداخته بودن خونه ی ما (طبقه بالا) و قرار شد من توی اتاق خواب بمونم تا مردها ناهارشونو بخورن و برن. من تو اتاق خودمو با کامپیوتر سرگرم کردم. مهمونا کم کم وارد میشدن و من صداشونو میشنیدم… همینطور اضافه میشدن … قرار بود ۲۵ نفر باشن اما نزدی...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۰۷ - ۱۹:۰۹ ( 4 نظر , 104 بازدید )
. . . !
 ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۰۴ - ۱۷:۵۶ ( 2 نظر , 91 بازدید )
سایت و اپلیکیشن آموزش زبان انگلیسی urg.ir چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (0)